
نظرات شما عزیزان:
آرتی 
ساعت23:50---8 بهمن 1394
سلامن علیکم به همگی
مامان بزرگ منم دقیقا عین شماست آقا هانی..به هرچی میخواد باید برسه...از هیچکسیم کمک نمیگیره خودش باید برسه..مثلا خودش تنهایی برای خونه زیر زمین کند و درست کرد..یه بارم وقتی بابام بچه بود از مامان بزرگم بلبرینگ خواست...فرداش مامان بزرگم هفت صبح رفت تمممام بازارا رو گشت تا براش همونی که میخوادو پیدا کنه..کلا بچه هاش هرچی میخواستن فرداش آماده بوده..الانم بابام برای من اینطوریه...فکر کنم منم در آینده برای بچم اینطوری باشم..
توی اون عکسا اون دختر کوشولو خیییییییییلی ناسه. آدم دوست داره گازش بگیره پاسخ:سلام سلام سلام آرتمیس خانوم...خدامامان بزرگتو حفظ کنه...اصلا ادم باید اینجوری باشه...نمیتونم و نمیشه و اینا...همش حرف مفته...آدم فقط کارایی رو نمیتونه انجام بده که نمیخاد......و......اگه بخاد حتما میتونه...خوب خوشبحال بچه آیندت...از الان بگم ایشالله هزار ساله شه...ادامه مطلب...اون کوشول موشولو که منو کشته...تیکه تیکه کرده...جسدمو سوزونده...خاکسترمو به رودخونه ریخته...رودخونه رو خشک کرده....خاکسترمو به باد هوا فرستاده...بخورمشششششششششششششش....خوب...بخاطر که دادی ممنون...راستی چندروز پیش یه مبل فروشی بود توی خیابون من و عموجان رفته بودیم بیرون...چشمم به تابلوش افتاد ...نوشته بود..مبل فروشی آرتمیس...منم گفتم ..وای آرتمیس....عموجان گف..ارتمیس؟...منم گفتم ..روی تابلوی مبل فروشی نوشته بود...تا رسیدیم خونه هی چپ چپ نیگام میکرد....ههههههه پاسخ:راستی...وای...باید مینوشتم بخاطر نظر که دادی ممنون یه کلمه کم نوشتم...شرمنده...حواس نداریم که...
|